هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره اسارت و رهایی است. او از قفس (نماد محدودیت) و صیاد (نماد عامل اسارت) سخن میگوید و از غم فراق و شادی وصال مینویسد. شاعر اشاره میکند که غم عشق باعث شادی جان شده و نور بیدل به فریاد میرسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از نمادهای پیچیده مانند قفس و صیاد ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به غم و اندوه نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵۵ - چو مرغم تا قفس بنیاد کردند
چو مرغم تا قفس بنیاد کردند
اسیر دام آن صیاد کردند ۱
دلم کز فرقتش ویرانه بود
ز گنج وصل او آباد کردند ۲
ندارد جز قفس مرغ دلم جای
کنونش کز قفس آزاد کردند ۳
بجای شیر خون در جوی شیرین
روان از دیده فرهاد کردند ۴
مبارک روزی و خرم دمی بود
که عشقش در دلم ارشاد کردند ۵
غمش تا مایه شادیست جان را
از او بس جان غمگین شاد کردند ۶
رسد تا نور بیدل را بفریاد
وظیفه بر لبش فریاد کردند ۷
اسیر دام آن صیاد کردند ۱
دلم کز فرقتش ویرانه بود
ز گنج وصل او آباد کردند ۲
ندارد جز قفس مرغ دلم جای
کنونش کز قفس آزاد کردند ۳
بجای شیر خون در جوی شیرین
روان از دیده فرهاد کردند ۴
مبارک روزی و خرم دمی بود
که عشقش در دلم ارشاد کردند ۵
غمش تا مایه شادیست جان را
از او بس جان غمگین شاد کردند ۶
رسد تا نور بیدل را بفریاد
وظیفه بر لبش فریاد کردند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴ - یارم که سر وفا ندارد
گوهر بعدی:شماره ۵۶ - کسیکه ذوق تمنای دوستان دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.