هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از معشوق خود میخواهد که او را به خاطر مستی و عشرت رها نکند و تأکید میکند که عشق و نور معشوق، جهان را روشن کرده است. او ابراز میدارد که دلش تنها از عشق معشوق مست شده و غم هجران او را آزار میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههایی به شراب و مستی دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۶۵ - بیا ای از رخت چشم بدان دور
بیا ای از رخت چشم بدان دور
مکن از خویش نیکان را تو مهجور ۱
کنون کز ساغر عشرت شدی مست
چنین ما را بغم مگذار مخمور ۲
ز رویت چشم هرگز برنداریم
که ما را در نظر هستی تو منظور ۳
توان مستور مهرت داشت در دل
اگر ماندی می اندر شیشه مستور ۴
مرا مستی ز لعل و چشم ساقیست
نه از جام بلور و آب انگور ۵
دلی دیگر نمی بینم در این شهر
که نبود از غم هجر تو مسرور ۶
ز رویت تافته تا نور نوری
تجلی زار گشته عالم از نور ۷
مکن از خویش نیکان را تو مهجور ۱
کنون کز ساغر عشرت شدی مست
چنین ما را بغم مگذار مخمور ۲
ز رویت چشم هرگز برنداریم
که ما را در نظر هستی تو منظور ۳
توان مستور مهرت داشت در دل
اگر ماندی می اندر شیشه مستور ۴
مرا مستی ز لعل و چشم ساقیست
نه از جام بلور و آب انگور ۵
دلی دیگر نمی بینم در این شهر
که نبود از غم هجر تو مسرور ۶
ز رویت تافته تا نور نوری
تجلی زار گشته عالم از نور ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴ - ای ز لبت کام ما چون نیشکر لذیذ
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - ای بیخبر از وفای دیگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.