هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند جدایی، عشق، درد دل، و جستجوی معنویت می‌پردازد. شاعر از نبودن معشوق و درد ناشی از آن سخن می‌گوید و به دنبال آرامش در عشق و سماع (رقص عرفانی) است. همچنین، اشاره‌ای به گذر از نفسانیات و رسیدن به نور حقیقت دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

شماره ۱۱۰ - دم رفتن نکرد او گر وداعی

دم رفتن نکرد او گر وداعی
چه باز آید نداریمش نزاعی ۱

دلم پرخون و شیشه خالی از بند
دراین حالت کجا ماند سماعی ۲

ببازاری که آرد جنس حسنش
بصد نقد روان ارزد متاعی ۳

شود هر ذره خورشیدی جهانتاب
ز خورشید من ار تابد شعاعی ۴

مده جز مستی عشقش بسر جای
ز مخموری نیابی تا صداعی ۵

چو نور از اختراع نفس بگذر
مکن هر دم ز نفست اختراعی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۹ - نهان بابر نخواهی گر آفتاب تجلی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱ - ابروی تو آئینه انوار الهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.