هوش مصنوعی:
در این متن، وزرای پادشاه با استفاده از حکمت و موعظه سعی میکنند خشم شاه را نسبت به شاهزاده فروکش کنند. کنیزکی که از بیعدالتی شاه ناامید شده، تصمیم به خودکشی با زهر میگیرد و در مقابل شاه سخنرانی میکند که ظلم وزرا و شاه را محکوم میکند و تهدید میکند که در روز قیامت از آنها انتقام خواهد گرفت. سپس داستان خرسی را تعریف میکند که با حرص و طمع انجیر خوردن، جان خود را از دست داد. شاه از او میپرسد که این داستان چگونه بود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و سیاسی است و استفاده از زبان کلاسیک و دشوار ممکن است برای خوانندگان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین موضوعاتی مانند ظلم، انتقام و خودکشی مطرح شدهاند که برای سنین پایین مناسب نیست.
بخش ۲۳ - آمدن کنیزک روز چهارم به حضرت شاه
چون مدت این حادثه به روز چهارم کشید و سه روز متواتر، وزرای پادشاه که اکابر دولت و اماثل حضرت بودند به لطایف حکم و نوادر مواعظ در ابقای مهجت شاهزاده چند پیاده از داستان دستان زنان بر نطع سمع شاه راندند، کنیزک هر فرزین بند که دانست می کرد و هر منصوبه که شناخت می ساخت تا شاهزاده را شهمات کند. اما وزرای مملکت که هر یک فرزینی فرزانه و صاحب کفایتی یگانه بودند، به انوار مصابیح علم و عقل، ظلام آن ظلم دفع می کردند و شرر آتش خشم شاه را به آب رای صواب از سوختن خرمن مصالح دین و دولت اطفا می دادند و صفرای حادثه را که به یرقان ابطال شخص شاهزاده متعدی بود به سکنگبین حکمت تسکین می کردند.
۱
اذا اشرقت آراءهم فی ملمه
قضین علی سجف الملمه بالهتک ۲
کنیزک روز چهارم قدحی زهر برگرفت و پیش تخت شاه رفت و گفت: چون رای جهان آرای، مشکل گشای، عدل فرمای شاه را به کلمات صالحات بنده التفاتی نیست و ظلمی را که در ایام همایون او برین خدمتکار رفت از منبع عدل و منهل فضل او وجه مجازات و مکافات نخواهد بود، به ضرورت مرگ بر زندگانی اختیار کنم و به اضطرار زهر قاتل که برید عنای آجل و طلیعه فنای عاجل است تجرع نمایم و حکم این ظلم را به موقف عرصات محشر و مجمع میعاد یوم الفزع الاکبر افکنم تا حاکم فصل و قاضی عدل، انصاف من از فرزند ناحفاظ و دستوران ظالم شاه طلب کند که آنجا میل و محابا و عنایت و مدارا نبود و مقاصد و اغراض وزرا آنست که چهار بالش مملکت به فرزند ناخلف شاه دهند و از باس و سیاست شاه برهند و ملک و دولت را قواعد و اساس نو نهند. آنگاه در عرصه مملکت هر یک بر وفق مراد خود به استبداد رای تصرف کنند و در تغییر قوانین سیاست و تبدیل رسوم آن، چندان که امکان دارد تقدیم نمایند و واقعه بنده و وزرای شاه برابر است با حادثه خرس که طمع انجیر خوردن کرد و به جهدهای بسیار و مشقت های بی شمار بر درخت انجیر رفت و خود را به هزار حیلت و محنت طعمه ای مستخلص کرد. آخر الامر به شومی ظلم، نگونسار در افتاد و جان تسلیم کرد. شاه پرسید: چگونه بود آن؟ بازگوی ۳
اذا اشرقت آراءهم فی ملمه
قضین علی سجف الملمه بالهتک ۲
کنیزک روز چهارم قدحی زهر برگرفت و پیش تخت شاه رفت و گفت: چون رای جهان آرای، مشکل گشای، عدل فرمای شاه را به کلمات صالحات بنده التفاتی نیست و ظلمی را که در ایام همایون او برین خدمتکار رفت از منبع عدل و منهل فضل او وجه مجازات و مکافات نخواهد بود، به ضرورت مرگ بر زندگانی اختیار کنم و به اضطرار زهر قاتل که برید عنای آجل و طلیعه فنای عاجل است تجرع نمایم و حکم این ظلم را به موقف عرصات محشر و مجمع میعاد یوم الفزع الاکبر افکنم تا حاکم فصل و قاضی عدل، انصاف من از فرزند ناحفاظ و دستوران ظالم شاه طلب کند که آنجا میل و محابا و عنایت و مدارا نبود و مقاصد و اغراض وزرا آنست که چهار بالش مملکت به فرزند ناخلف شاه دهند و از باس و سیاست شاه برهند و ملک و دولت را قواعد و اساس نو نهند. آنگاه در عرصه مملکت هر یک بر وفق مراد خود به استبداد رای تصرف کنند و در تغییر قوانین سیاست و تبدیل رسوم آن، چندان که امکان دارد تقدیم نمایند و واقعه بنده و وزرای شاه برابر است با حادثه خرس که طمع انجیر خوردن کرد و به جهدهای بسیار و مشقت های بی شمار بر درخت انجیر رفت و خود را به هزار حیلت و محنت طعمه ای مستخلص کرد. آخر الامر به شومی ظلم، نگونسار در افتاد و جان تسلیم کرد. شاه پرسید: چگونه بود آن؟ بازگوی ۳
تعداد ابیات: ۱
۲۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۲ - داستان زن بازرگان با شوهر خویش
گوهر بعدی:بخش ۲۴ - داستان خرس و بوزنه و درخت انجیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.