هوش مصنوعی: این متن درباره اهمیت یقین و زهد در زندگی مؤمنانه و نقش آنها در رسیدن به رضایت الهی و آخرت صحبت می‌کند. یقین به معنای اطمینان قلبی است که فرد را از تعلقات دنیوی دور می‌کند و به سوی عبادت و رضای خدا سوق می‌دهد. همچنین، متن به رابطه بین عبادت و یقین اشاره می‌کند و بیان می‌کند که میل به خدا و صفات الهی نشانه‌ای از طلب خداوند از بنده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و دینی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم انتزاعی مانند یقین و زهد برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد.

فصل ۴۲

قال النّبی علیه السّلام: « اوّل صلاح هذه األامّة بالزّهد و الیقین»
یقین آن است که معنی بی‌گمان بر در دل ایستاده باشد، و چون نظر خواهد که محبوس شود بر راحت حالی و بر دنیا از مجامعت و فرزندان و منال و جاه، آن معنی رها نکند تا نظر بر اینها بنشیند. بگوید که در این منزل اگرچه سبزه و آب روان می‌بینی، فرونایی که دزدان از پس تو نشسته‌اند؛ تو را اگر لقمه در دهان باشد و شربت آب در کف دست باشد، هنوز خوشیِ آن به حلقت فرو نرفته‌باشد که دزدان بیرون آیند و غارتت کنند تا آن بر تو تلخ شود.
و آن معنی تو را هر دم می‌گوید که تو در این منزل و در این تاریکی به خواب چه می‌شوی؟ چون بیدار شوی و تاریکی برود، جامهٔ وجودت را همه پرحدثِ رنج خواهی دیدن.
و آن معنی البتّه نظر تو را خیره و سرگردان می‌دارد تا از سررشتهٔ این جهان گسسته دارد و از روی آخرتش گشاده و روشن دارد.
و یقین چون دایگان ایستاده باشد و کنارهای چادر نظر تو را در هوا می‌کند تا بر زمین قصور دنیا ننشیند، چنانکه حوران بهشت دامن چادرهای زنان بصلاح را در بهشت و زلف‌های ایشان را بر طبق سیمین نهاده باشند تا بر شاخ زعفران و مشک اذفر آسیب نزند.
اینچنین یقینِ عجب به چه حاصل شود؟ بعبادة الله حاصل شود که وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ . و عین الیقین بدانک چشم دیدن است تا بی‌گمان شوی و آن به درِ مرگ بود، و علم الیقین بعبادة اللّه حاصل شود.
اکنون آدمی‌ شایستهٔ خیرات و عبادات آنگاه گردد که او رغبت به دنیا نکند، یعنی نگرش او در هر کار از بهر رضای اللّه و فرمانبرداریِ اللّه باشد. و اینکه از بهر فرمانبرداری اللّه می‌کنی و رضای اللّه می‌طلبی و آن را می‌خواهی، این طلب تو و این خواهش تو دریچه‌ایست از نشیمن بلند و رشته‌ایست که تو را از آن دریچه‌ها بالا می‌کشد، و آن رشته متقاضی‌ست که حامل نظر توست و آن دریچه در پردهٔ غیب است. ِبایست تا وقت اجل آن دریچه را بگشایند و این مرغِ روح تو را که نظرش بدان دریچه است در آن دریچه برند، تا چه باغ‌ها و رواق‌ها که بیند و چه حور و قصور که بیند.
و هیچ آدمی‌ نیست که او را معشوقه در عالم غیب نیست، یا از دریچه و حورایی و عینایی، و یا از درکه و مالک دوزخی. و بوی آن معشوقان به مشام روح آدمی‌ می‌رسد و او را در طلب می‌آرد تا او را وسیلت بود به آن معشوقه، چنانک بوی یوسف آمده بود به مشام یعقوب.
اکنون چون تو خود را رغبتی دیدی به اللّه و به صفات اللّه، می‌دان که آن تقاضای اللّه است تو را. و اگر میلت به بهشت است و طالب بهشتی، آن میل بهشت است که تو را طلب می‌کند. و اگر تو را میل به آدمی‌ست، آن آدمی‌ نیز تو را می‌طلبد، که هرگز از یک دست بانگ نیاید
و اللّه اعلم.
کانال گوهرین در ایتا
۱۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:فصل ۴۱
گوهر بعدی:فصل ۴۳
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.