هوش مصنوعی:
در سال 405 هجری، امیر محمود به همراه پسرش مسعود به منطقه خوابین در غور حمله کرد. این منطقه تحت کنترل کافران قوی و دارای استحکامات دفاعی بود. مسعود در این نبرد شجاعتهای بسیاری از خود نشان داد، از جمله کشتن یک فرمانده دشمن که باعث تضعیف روحیه دشمن و تسلیمشان شد. پس از جنگ، امیر محمود از پسرش تقدیر کرد و به دلیل شایستگیهایش، او را به عنوان ولیعهد انتخاب نمود. متن با دعا برای بقای این خاندان و سلطنت فرخزاد، فرزند امیر محمود، پایان مییابد.
رده سنی:
15+
متن شامل توصیفاتی از نبردها و خشونتهای جنگی است که ممکن است برای کودکان مناسب نباشد. همچنین، محتوای تاریخی و سیاسی آن برای درک بهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
بخش ۶ - و در سنهٔ خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور، پیوستهٔ بست
و در سنهٔ خمس و اربعمائه امیر محمود از بست تاختن آورد بر جانب خوابین که ناحیتی است از غور، پیوستهٔ بست و زمین داور و آنجا کافران پلیدتر و قویتر بودند و مضایق بسیار و حصارهای قوی داشتند و امیر مسعود را با خویشتن برده بود.
و وی پیش پدر کارهای بزرگ کرد، و اثرهای مردانگی فراوان نمود و از پشت اسب، مبارز ربود. و چون گروهی از ایشان به حصار التجا کردند، مقدّمی از ایشان بر برجی از قلعت بود و بسیار شوخی میکرد و مسلمانان را به درد میداشت. یک چوبه تیر بر حلق وی زد و او بدان کشته شد و ازان برج بیفتاد، یارانش را دل بشکست و حصار را بدادند. و سبب آن همه یک زخم مردانه بود. امیر محمود چون از جنگ فارغ شد و به خیمه بازآمد، آن شیربچه را به نان خوردن فرود آورد و بسیار بنواخت و زیادت تجمّل فرمود. از چنین و مانند چنین اثرها بود که او را به کودکی روز، ولی عهد کرد که میدید و میدانست که چون وی ازین سرای فریبنده برود، جز وی این خاندان بزرگ را - همیشه برپای باد - برپای نتواند داشت. و اینک دلیل روشن ظاهر است که بیست و نه سال است تا امیر محمود -رَضيَ اللّهُ عنه- گذشته شده است و با بسیار تنزّلات که افتاد، آن رسوم و آثار ستوده و امن و عدل و نظام کارها که درین حضرت بزرگ است، هیچ جای نیست و در زمین اسلام از کفر نشان نمیدهند. همیشه این خاندان بزرگ پاینده باد و اولیاش منصور و اعداش مقهور و سلطان معظّم، فرّخزاد، فرزند این پادشاه بزرگ، کامروا و کامگار و برخوردار از ملک و جوانی بحقّ محمّد و آله.
و وی پیش پدر کارهای بزرگ کرد، و اثرهای مردانگی فراوان نمود و از پشت اسب، مبارز ربود. و چون گروهی از ایشان به حصار التجا کردند، مقدّمی از ایشان بر برجی از قلعت بود و بسیار شوخی میکرد و مسلمانان را به درد میداشت. یک چوبه تیر بر حلق وی زد و او بدان کشته شد و ازان برج بیفتاد، یارانش را دل بشکست و حصار را بدادند. و سبب آن همه یک زخم مردانه بود. امیر محمود چون از جنگ فارغ شد و به خیمه بازآمد، آن شیربچه را به نان خوردن فرود آورد و بسیار بنواخت و زیادت تجمّل فرمود. از چنین و مانند چنین اثرها بود که او را به کودکی روز، ولی عهد کرد که میدید و میدانست که چون وی ازین سرای فریبنده برود، جز وی این خاندان بزرگ را - همیشه برپای باد - برپای نتواند داشت. و اینک دلیل روشن ظاهر است که بیست و نه سال است تا امیر محمود -رَضيَ اللّهُ عنه- گذشته شده است و با بسیار تنزّلات که افتاد، آن رسوم و آثار ستوده و امن و عدل و نظام کارها که درین حضرت بزرگ است، هیچ جای نیست و در زمین اسلام از کفر نشان نمیدهند. همیشه این خاندان بزرگ پاینده باد و اولیاش منصور و اعداش مقهور و سلطان معظّم، فرّخزاد، فرزند این پادشاه بزرگ، کامروا و کامگار و برخوردار از ملک و جوانی بحقّ محمّد و آله.
۱۹۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۵ - مسعود در زمین داور
گوهر بعدی:بخش ۷ - سازش با درمیش بت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.