هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر سنتی است که به توصیف حالات عاشقانه و احساسی میپردازد. در این شعر، سخن از چشم یار و سخنان شیرین است و همچنین اشارهای به اسب و سفر دارد. در پایان، شاعر از حال خود میپرسد و زمان رسیدن به آرامش را جویا میشود.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از برخی اصطلاحات و مفاهیم قدیمی ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد که برای گروه سنی بالاتر مناسبتر است.
شماره ۲۸۵ - خارهْ چشمِ یارْ، خو بکردهْ آیی وی
خارهْ چشمِ یارْ، خو بکردهْ آیی وی
ته خشهْ سخنِ وَرْ که شومّه شیر پَیٰ ۱
تا وینّی چُوبی اسبْ، بَورنْ سَمْتِ رَیْ
اُونوَختْ گمّه: مه حالْ رهْ وارَسنی کی؟ ۲
ته خشهْ سخنِ وَرْ که شومّه شیر پَیٰ ۱
تا وینّی چُوبی اسبْ، بَورنْ سَمْتِ رَیْ
اُونوَختْ گمّه: مه حالْ رهْ وارَسنی کی؟ ۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲
۱۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۴ - حاشا که تنه ندیینْ طاقتْ بُویی
گوهر بعدی:شماره ۲۸۶ - سَرْ رهْ بشسّی، زلفْ ره برُو بساتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.