هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از دلسوزی معشوق و رفتار ناخوشایندش شکایت میکند و از دلسوختگی و رنجهای عشق مینالد. همچنین، شاعر به ارزش عشق و معشوق اشاره میکند و از بیم رقیب و گمانهای نادرست میگوید. در نهایت، او امیدوار است که دلش به مهر و محبت بازگردد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنجهای عشق و شکایت از معشوق ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۲ - طبع تو دمساز نیست عاشق دلسوز را
طبع تو دمساز نیست عاشق دلسوز را
خوی تو یاریگر است یار بدآموز را ۱
دستخوش تو منم دست جفا برگشای
بر دل من برگمار تیر جگردوز را ۲
از پی آن را که شب پردهٔ راز من است
خواهم کز دود دل پرده کنم روز را ۳
لیک ز بیم رقیب وز پی نفی گمان
راه برون بستهام آه درون سوز را ۴
دل چه شناسد که چیست قیمت سودای تو
قدر تو چه داند صدف در شبافروز را ۵
گر اثر روی تو سوی گلستان رسد
باد صبا رد کند تحفهٔ نوروز را ۶
تا دل خاقانی است از تو همی نگذرد
بو که درآرد به مهر آن دل کین توز را ۷
خوی تو یاریگر است یار بدآموز را ۱
دستخوش تو منم دست جفا برگشای
بر دل من برگمار تیر جگردوز را ۲
از پی آن را که شب پردهٔ راز من است
خواهم کز دود دل پرده کنم روز را ۳
لیک ز بیم رقیب وز پی نفی گمان
راه برون بستهام آه درون سوز را ۴
دل چه شناسد که چیست قیمت سودای تو
قدر تو چه داند صدف در شبافروز را ۵
گر اثر روی تو سوی گلستان رسد
باد صبا رد کند تحفهٔ نوروز را ۶
تا دل خاقانی است از تو همی نگذرد
بو که درآرد به مهر آن دل کین توز را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۶۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱ - ای آتش سودای تو خون کرده جگرها
گوهر بعدی:غزل ۳ - خوش خوش خرامان میروی، ای شاه خوبان تا کجا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.