هوش مصنوعی:
شاعر از باد صبح میخواهد که پیام او را به شخصی خاص برساند و از او میخواهد که این پیام را مخفی نگه دارد. او به باد صبا اعتماد ندارد و ترجیح میدهد که پیامش توسط باد صبح فرستاده شود. شاعر همچنین از دردها و رنجهای خود سخن میگوید و از باد میخواهد که این دردها را به عنوان دارو برای درمان ببرد.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
غزل ۴۴ - ای باد صبح بین که کجا میفرستمت
ای باد صبح بین که کجا میفرستمت
نزدیک آفتاب وفا میفرستمت ۱
این سر به مهر نامه بدان مهربان رسان
کس را خبر مکن که کجا میفرستمت ۲
تو پرتو صفائی از آن، بارگاه انس
هم سوی بارگاه صفا میفرستمت ۳
باد صبا دروغ زن است و تو راست گوی
آنجا برغم باد صبا میفرستمت ۴
زرین قبا زره زن از ابر سحرگهی
کانجا چو پیک بسته قبا میفرستمت ۵
دست هوا به رشتهٔ جانم گره زده است
نزد گره گشای هوا میفرستمت ۶
جان یک نفس درنگ ندارد گذشتنی است
ورنه بدین شتاب چرا میفرستمت؟ ۷
این دردها که بر دل خاقانی آمده است
یک یک نگر که بهر دوا میفرستمت ۸
نزدیک آفتاب وفا میفرستمت ۱
این سر به مهر نامه بدان مهربان رسان
کس را خبر مکن که کجا میفرستمت ۲
تو پرتو صفائی از آن، بارگاه انس
هم سوی بارگاه صفا میفرستمت ۳
باد صبا دروغ زن است و تو راست گوی
آنجا برغم باد صبا میفرستمت ۴
زرین قبا زره زن از ابر سحرگهی
کانجا چو پیک بسته قبا میفرستمت ۵
دست هوا به رشتهٔ جانم گره زده است
نزد گره گشای هوا میفرستمت ۶
جان یک نفس درنگ ندارد گذشتنی است
ورنه بدین شتاب چرا میفرستمت؟ ۷
این دردها که بر دل خاقانی آمده است
یک یک نگر که بهر دوا میفرستمت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۶۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳ - دست قبا در جهان نافه گشای آمده است
گوهر بعدی:غزل ۴۵ - لعل او بازار جان خواهد شکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.