هوش مصنوعی:
این متن بیانگر عشق عمیق و غیرارادی شاعر است که به عنوان یک احساس ضروری و بیزوال در وجود او جای گرفته است. شاعر از ناتوانی در رسیدن به معشوق و تأثیرات عمیق این عشق بر روح و روان خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم عرفانی دارد.
غزل ۸۲ - علم عشق عالی افتاده است
علم عشق عالی افتاده است
کیسهٔ صبر خالی افتاده است ۱
اختیاری نبود عشق مرا
که ضروری و حالی افتاده است ۲
اختر عشق را به طالع من
صفت بیزوالی افتاده است ۳
دست بر شاخ وصل او نرسد
ز آنکه در اصل عالی افتاده است ۴
خوش بخندم چو زلف او بینم
زآنکه شکلش هلالی افتاده است ۵
هرچه دارد ضمیر خاقانی
در غمش حسب حالی افتاده است ۶
کیسهٔ صبر خالی افتاده است ۱
اختیاری نبود عشق مرا
که ضروری و حالی افتاده است ۲
اختر عشق را به طالع من
صفت بیزوالی افتاده است ۳
دست بر شاخ وصل او نرسد
ز آنکه در اصل عالی افتاده است ۴
خوش بخندم چو زلف او بینم
زآنکه شکلش هلالی افتاده است ۵
هرچه دارد ضمیر خاقانی
در غمش حسب حالی افتاده است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۱ - بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت
گوهر بعدی:غزل ۸۳ - فلک در نیکوئی انصاف دادت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.