هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عدالت و قدرت فلک سخن می‌گوید و به زیبایی و تأثیرگذاری شخصیتی اشاره می‌کند که باعث بروز فتنه‌ها و خونریزی‌ها شده است. شاعر از تأثیرات منفی این شخصیت بر جهان و عمر انسان‌ها ابراز نگرانی می‌کند و از او می‌خواهد که از خونریزی دست بردارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق و پیچیده‌ای مانند عدالت، فتنه، و خونریزی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده در شعر، فهم آن را برای سنین پایین‌تر دشوار می‌کند.

غزل ۸۳ - فلک در نیکوئی انصاف دادت

فلک در نیکوئی انصاف دادت
سرگردن کشان گردن نهادت ۱

جهان از فتنه آبستن شد آن روز
که مادر در جهان حسن زادت ۲

جهانی نیم کشت ناوک توست
ندیده هیچ کس زخم گشادت ۳

به شام آورد روز عمر ما را
امید وعدهای بامدادت ۴

نهان حال ما نزد تو پیداست
که سهم الغیب در طالع فتادت ۵

ز بس خون‌ها که می‌ریزی به غمزه
شمار کشتگان ناید به یادت ۶

گر از خون ریختن شرمت نیاید
ز رنج غمزه باری شرم بادت ۷

همه در خون خاقانی کنی سعی
نگوئی آخر این فتوی که دادت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۵۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۲ - علم عشق عالی افتاده است
گوهر بعدی:غزل ۸۴ - بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.