هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق و اندوه سخن میگوید. شاعر از دلشکستگی و رنجهای عشق میگوید و اینکه چگونه عشق باعث شده تا او از خود فاصله بگیرد و در اندوه فرو رود. او از سنگینی دل و عشق یار سخن میگوید و اینکه چگونه عشق او را به سمت نابودی کشانده است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات دلشکستگی و اندوه نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۸۴ - بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت
بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت
ز سنبل سایبان بر یاسمن ساخت ۱
نه بس بود آنکه جزعش دل شکن بود
بشد یاقوت را پیمان شکن ساخت ۲
دروغ است آن کجا گویند کز سنگ
فروغ خور عقیق اندر یمن ساخت ۳
دل یار است سنگین پس چه معنی
که عشق او عقیق از چشم من ساخت ۴
من از دل آن زمانی دست شستم
که شد در زلف آن دلبر وطن ساخت ۵
کنون اندوه دل هم دل خورد ز آنک
هلاک خویشتن از خویشتن ساخت ۶
به کرم پیله میماند دل من
که خود را هم به دست خود کفن ساخت ۷
ز خاقانی چه خواهد دیگر این دل
نه بس کورا به محنت ممتحن ساخت ۸
ز سنبل سایبان بر یاسمن ساخت ۱
نه بس بود آنکه جزعش دل شکن بود
بشد یاقوت را پیمان شکن ساخت ۲
دروغ است آن کجا گویند کز سنگ
فروغ خور عقیق اندر یمن ساخت ۳
دل یار است سنگین پس چه معنی
که عشق او عقیق از چشم من ساخت ۴
من از دل آن زمانی دست شستم
که شد در زلف آن دلبر وطن ساخت ۵
کنون اندوه دل هم دل خورد ز آنک
هلاک خویشتن از خویشتن ساخت ۶
به کرم پیله میماند دل من
که خود را هم به دست خود کفن ساخت ۷
ز خاقانی چه خواهد دیگر این دل
نه بس کورا به محنت ممتحن ساخت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۶۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳ - فلک در نیکوئی انصاف دادت
گوهر بعدی:غزل ۸۵ - آنها که محققان راهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.