هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر عشق و وفاداری بیحد خود را به معشوق بیان میکند. او اعلام میکند که هیچ کس جز معشوق در دل و چشم او جای ندارد و حاضر است برای رسیدن به وصال معشوق هر خطری را بپذیرد. همچنین، او از دوری و سختی راه شکایت میکند اما عشقش را بینهایت و پایدار میداند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۱۰۷ - حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد
حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد
یا جز غم عشق تو در دل هوسی باشد ۱
کس چون تو نشان ندهد در کل جهان لیکن
چون این دل هر جائی هر جای بسی باشد ۲
بر پای تو سر دارم گر سر خطری دارد
وصل تو به دست آرم گر دسترسی باشد ۳
از خاک سر کویت خالی نشوم یک شب
گر بر سر هر سنگی حالی عسسی باشد ۴
ز آنجا که توئی تا من صد ساله ره است الحق
ز اینجا که منم تا تو منزل نفسی باشد ۵
از زحمت خاقانی مازار که بد نبود
گر خوان وصالت را چون او مگسی باشد ۶
یا جز غم عشق تو در دل هوسی باشد ۱
کس چون تو نشان ندهد در کل جهان لیکن
چون این دل هر جائی هر جای بسی باشد ۲
بر پای تو سر دارم گر سر خطری دارد
وصل تو به دست آرم گر دسترسی باشد ۳
از خاک سر کویت خالی نشوم یک شب
گر بر سر هر سنگی حالی عسسی باشد ۴
ز آنجا که توئی تا من صد ساله ره است الحق
ز اینجا که منم تا تو منزل نفسی باشد ۵
از زحمت خاقانی مازار که بد نبود
گر خوان وصالت را چون او مگسی باشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۶ - ذره نماید آفتاب ار به جمال تو رسد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸ - با یاد تو زهر بر شکر خندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.