هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عناصر طبیعت و نمادهای ادبی برای بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی استفاده میکند. شاعر از صبح، می، جام، خواب، عقل، دل و جان سخن میگوید و از خواننده میخواهد تا با رها کردن تعلقات دنیوی و پیوستن به معنویت، به درک عمیقتری از زندگی برسد.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۳۴ - باغ جان را صبوحی آب دهید
باغ جان را صبوحی آب دهید
و آن شفق رنگ صبح تاب دهید ۱
به زبان صراحی و لب جام
هاتف صبح را جواب دهید ۲
صبح چون رخش رستم اندر تاخت
می چو تیغ فراسیاب دهید ۳
شاهد روز در دو حجرهٔ خواب
حاضر آمد طلاق خواب دهید ۴
بار نامه به کار آب کنید
کارنامهٔ خرد به آب دهید ۵
توبه را طرهوار سر ببرید
عقل را زلفوار تاب دهید ۶
دل به گیسوی چنگ دربندید
جان به دستینهٔ رباب دهید ۷
پیش کز غم به ناخن آید خون
ناخنان را به می خضاب دهید ۸
زنگیآسا به معنی می و جام
روم را از خزر نقاب دهید ۹
ساغری پر کنید بهر مسیح
سر به مهرش به آفتاب دهید ۱۰
غصهها ریخت خون خاقانی
دیتش هم به خون ناب دهید ۱۱
و آن شفق رنگ صبح تاب دهید ۱
به زبان صراحی و لب جام
هاتف صبح را جواب دهید ۲
صبح چون رخش رستم اندر تاخت
می چو تیغ فراسیاب دهید ۳
شاهد روز در دو حجرهٔ خواب
حاضر آمد طلاق خواب دهید ۴
بار نامه به کار آب کنید
کارنامهٔ خرد به آب دهید ۵
توبه را طرهوار سر ببرید
عقل را زلفوار تاب دهید ۶
دل به گیسوی چنگ دربندید
جان به دستینهٔ رباب دهید ۷
پیش کز غم به ناخن آید خون
ناخنان را به می خضاب دهید ۸
زنگیآسا به معنی می و جام
روم را از خزر نقاب دهید ۹
ساغری پر کنید بهر مسیح
سر به مهرش به آفتاب دهید ۱۰
غصهها ریخت خون خاقانی
دیتش هم به خون ناب دهید ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳ - چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۵ - دل نام تو بر نگین نویسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.