هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و غم سخن میگوید. او بیان میکند که عشقش به حدی شدید است که در جهان پیچیده و باعث رنج دیگران شده است. شاعر از درد و آتش عشق در جان خود میگوید و این که نامش در میان مردم به بدی افتاده است. او همچنین از فتنهای که در میان مردم افتاده و وضعیت دشمنانش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای گروههای سنی پایینتر دشوار باشد.
غزل ۱۴۹ - شور عشق تو در جهان افتاد
شور عشق تو در جهان افتاد
بیدلان را به جان زیان افتاد ۱
تو هنوز از جهان نزاده بدی
کز تو آوازه در جهان افتاد ۲
آتشی زد غم تو در جانم
که شرارش بر آسمان افتاد ۳
تو سلامت گزین که نام دلم
از ملامت به هر زبان افتاد ۴
کار من مصلحت کجا گیرد
خاصه کاین فتنه در میان افتاد ۵
صوتر حال خصم و خاقانی
مثل مار و باغبان افتاد ۶
بیدلان را به جان زیان افتاد ۱
تو هنوز از جهان نزاده بدی
کز تو آوازه در جهان افتاد ۲
آتشی زد غم تو در جانم
که شرارش بر آسمان افتاد ۳
تو سلامت گزین که نام دلم
از ملامت به هر زبان افتاد ۴
کار من مصلحت کجا گیرد
خاصه کاین فتنه در میان افتاد ۵
صوتر حال خصم و خاقانی
مثل مار و باغبان افتاد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۸ - بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰ - عقل ز دست غمت دست به سر میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.