هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و مستی ناشی از آن سخن میگوید. او از احساسات عمیق و ناامیدیهای خود در مسیر عشق میگوید و از رقیب و همسایهای که به او توجه میکند، یاد میکند. متن پر از استعارهها و تصاویر شاعرانه است که احساسات شاعر را به زیبایی بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۵۸ - روزم به نیابت شب آمد
روزم به نیابت شب آمد
جام به زیارت لب آمد ۱
از بس که شنید یاربم چرخ
از یارب من به یارب آمد ۲
عشق آمد و جام جام درداد
زان می که خلاف مذهب آمد ۳
هر بار به جرعه مست گشتم
این بار قدح لبالب آمد ۴
کاری نه به قدر همت افتاد
راهی نه به پای مرکب آمد ۵
رفتم به درش رقیب من گفت
کاین شیفته بر چه موجب آمد ۶
همسایه شنید آه من گفت
خاقانی را مگر تب آمد ۷
جام به زیارت لب آمد ۱
از بس که شنید یاربم چرخ
از یارب من به یارب آمد ۲
عشق آمد و جام جام درداد
زان می که خلاف مذهب آمد ۳
هر بار به جرعه مست گشتم
این بار قدح لبالب آمد ۴
کاری نه به قدر همت افتاد
راهی نه به پای مرکب آمد ۵
رفتم به درش رقیب من گفت
کاین شیفته بر چه موجب آمد ۶
همسایه شنید آه من گفت
خاقانی را مگر تب آمد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۷ - زین وجودت به جان خلاص دهند
گوهر بعدی:غزل ۱۵۹ - ماه را با نور رویش بیش مقداری نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.