هوش مصنوعی:
این متن بیانگر احساسات شاعر از بیوفایی و جفای معشوق است. شاعر از قولها و عهدهای پوچ معشوق شکایت کرده و بیان میکند که بریدن از یار بر خلاف مذهب اوست، اما این روش معشوق بوده است. او از بیداد معشوق شکایت نمیکند، زیرا خودش دل به او داده و این گناه خودش بوده است. در پایان، شاعر به خودش توصیه میکند که از گذشته یاد نکند، زیرا آنچه گذشته بلا بوده است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۶۵ - آنچه تو کردی بتا نه شرط وفا بود
آنچه تو کردی بتا نه شرط وفا بود
غایت بیداد بود و عین جفا بود ۱
قول تو دانی چه بود دام فسون بود
عهد تو دانی چه بود باد هوا بود ۲
مهر بریدن ز یار مذهب ما نیست
لیک چنین هم طریق و رسم تو را بود ۳
از تو و بیداد تو ننالم کاول
دل به تو من دادهام گناه مرا بود ۴
ای دل خاقانی از گذشته مکن یاد
عاقبت این است آنچه رفت بلا بود ۵
غایت بیداد بود و عین جفا بود ۱
قول تو دانی چه بود دام فسون بود
عهد تو دانی چه بود باد هوا بود ۲
مهر بریدن ز یار مذهب ما نیست
لیک چنین هم طریق و رسم تو را بود ۳
از تو و بیداد تو ننالم کاول
دل به تو من دادهام گناه مرا بود ۴
ای دل خاقانی از گذشته مکن یاد
عاقبت این است آنچه رفت بلا بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۴ - آن را که غمگسار تو باشی چه غم خورد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۶ - رخ به زلف سیاه میپوشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.