هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و جمال معشوق سخن می‌گوید و از درد و رنج عشق و دوری از معشوق شکایت می‌کند. شاعر از سوز عشق، صبر شکسته، و بیم از دشمنان معشوق می‌گوید و در نهایت بیان می‌کند که دوری از معشوق نه از روی اختیار، بلکه به ناچار بوده است.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۱۸۵ - آوازهٔ جمالت اندر جهان فتاد

آوازهٔ جمالت اندر جهان فتاد
شوری ز کبریای تو در آسمان فتاد ۱

دل در سرای وصل تو یک گام درنهاد
برداشت گام دیگر و بر آستان فتاد ۲

بر شاه‌راه سینهٔ من سوز عشق تو
دزد دلاوری است که بر کاروان فتاد ۳

بازارگانی از دل زارتر که دید
کز عشق سود جست به جان در زیان فتاد ۴

کشتی صبر من سوی ساحل کجا رسد
با صد هزار رخنه که در بادبان فتاد ۵

قفلی که از وفای تو بر سینه داشتم
اکنون ز بیم خصم توام بر دهان فتاد ۶

خاقانی از تو دور نه بر اختیار ماند
دانی که در بلا به ضرورت توان فتاد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۴ - با درد تو کس منت مرهم نپذیرد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۶ - در خوشاب را لبت سخت خوش آب می‌دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.