هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و جفای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که معشوق از همه بدخوتر و جفاجوتر است. او از بیوفایی معشوق گلایه میکند و میگوید که با وجود همه اینها، دلش همچنان به سوی اوست. شاعر خود را در میان عشاق معشوق کمتر میداند، اما در وصف او سخنگوتر است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهتر ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۱۹۳ - بر سر من نامده است از تو جفاجوی تر
بر سر من نامده است از تو جفاجوی تر
در همه عالم توئی از همه بدخویتر ۱
گیر که من نیستم هم ز خود انصاف ده
تا به جهان کس شنید از تو جفاجوی تر ۲
هستی خورشید حسن لاجرم از وصل تو
هرکه به نزدیک تر از تو سیه روی تر ۳
گفتم هستی چو گل هم خوش و هم بیوفا
لیک نگفتم که هست گل ز تو خوشبویتر ۴
بود گناه من آنک با تو یگانه شدم
نیست مرا ز آب چشم هیچ گنهشویتر ۵
تا دل من سوی توست بارگه صبر من
هست به کوی عدم بلکه از آنسویتر ۶
در صف عشاق تو کمتر خاقانی است
لیک به وصف تو در، اوست سخنگویتر ۷
در همه عالم توئی از همه بدخویتر ۱
گیر که من نیستم هم ز خود انصاف ده
تا به جهان کس شنید از تو جفاجوی تر ۲
هستی خورشید حسن لاجرم از وصل تو
هرکه به نزدیک تر از تو سیه روی تر ۳
گفتم هستی چو گل هم خوش و هم بیوفا
لیک نگفتم که هست گل ز تو خوشبویتر ۴
بود گناه من آنک با تو یگانه شدم
نیست مرا ز آب چشم هیچ گنهشویتر ۵
تا دل من سوی توست بارگه صبر من
هست به کوی عدم بلکه از آنسویتر ۶
در صف عشاق تو کمتر خاقانی است
لیک به وصف تو در، اوست سخنگویتر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۲ - خیز و به ایام گل بادهٔ گلگون بیار
گوهر بعدی:غزل ۱۹۴ - رحم کن رحم، نظر باز مگیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.