هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناتوانی خود در تحمل مشکلات و ناامیدی از بهبود شرایط سخن میگوید. او از بیفایده بودن صبر و تلاش برای یافتن تسلی در طبیعت میگوید و احساس میکند که حتی اگر کسی به او کمک کند، باز هم نمیتواند از مشکلات رهایی یابد. شاعر به سختی تلاش میکند، اما احساس میکند که این تلاشها بیفایده است و تنها باعث خستگی بیشتر میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر و همچنین بیان احساسات پیچیده مانند ناامیدی و تلاش برای یافتن معنا در زندگی، نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شمارهٔ ۸۹ - قصیده
در کفم نیست آنچه میباید
در دلم نیست آنچه میشاید ۱
هیچ در صبر دل نبندم از آنک
دانم از صبر هیچ نگشاید ۲
غمگساری در ابر میجویم
برق او دید هم نمیشاید ۳
صد جگر پاره بر زمین افتد
گر کسی دامنم بپالاید ۴
تا من از دست درنیفتم، چرخ
ننشیند ز پای و ناساید ۵
دامن از اشک میکشم در خون
دوست دامن به من کی آلاید ۶
سخت کوش است آه خاقانی
مگر این چرخ را بفرساید ۷
در دلم نیست آنچه میشاید ۱
هیچ در صبر دل نبندم از آنک
دانم از صبر هیچ نگشاید ۲
غمگساری در ابر میجویم
برق او دید هم نمیشاید ۳
صد جگر پاره بر زمین افتد
گر کسی دامنم بپالاید ۴
تا من از دست درنیفتم، چرخ
ننشیند ز پای و ناساید ۵
دامن از اشک میکشم در خون
دوست دامن به من کی آلاید ۶
سخت کوش است آه خاقانی
مگر این چرخ را بفرساید ۷
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۷
۵۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۸ - قصیده
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹۰ - در ستایش اتابک منصور فرمانروای شماخی و ابوالمظفر شروان شاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.