هوش مصنوعی:
لهراسپ پس از نشستن بر تخت پادشاهی، تاج بر سر نهاد و به ستایش خداوند پرداخت. او مردم را به امیدواری و پرهیز از طمع و آز دعوت کرد و بر اهمیت داد و عدالت تأکید نمود. لهراسپ پس از آرامش یافتن، نمایندگانی به سرزمینهای مختلف فرستاد تا دانشمندان را به دربار بیاورند. او شهری با جشنگاهها و آتشکدهها ساخت و به توسعه فرهنگ و دانش پرداخت.
رده سنی:
12+
این متن دارای مفاهیم اخلاقی و فلسفی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم انتزاعی مانند عدالت، طمع و دانش دارد. همچنین، زبان و ساختار متن ممکن است برای کودکان زیر 12 سال پیچیده باشد.
بخش ۱ - چو لهراسپ بنشست بر تخت داد
چو لهراسپ بنشست بر تخت داد
به شاهنشهی تاج بر سر نهاد ۱
جهان آفرین را ستایش گرفت
نیایش ورا در فزایش گرفت ۲
چنین گفت کز داور داد و پاک
پر امید باشید و با ترس و باک ۳
نگارندهٔ چرخ گردنده اوست
فرایندهٔ فره بنده اوست ۴
چو دریا و کوه و زمین آفرید
بلند آسمان از برش برکشید ۵
یکی تیز گردان و دیگر بجای
به جنبش ندادش نگارنده پای ۶
چو موی از بر گوی و ما در میان
به رنج تن و آز و سود و زیان ۷
تو شادان دل و مرگ چنگال تیز
نشسته چو شیر ژیان پرستیز ۸
ز آز و فزونی به یکسو شویم
به نادانی خویش خستو شویم ۹
ازین تاج شاهی و تخت بلند
نجوییم جز داد و آرام و پند ۱۰
مگر بهرهمان زین سرای سپنج
نیاید همی کین و نفرین و رنج ۱۱
من از پند کیخسرو افزون کنم
ز دل کینه و آز بیرون کنم ۱۲
بسازید و از داد باشید شاد
تن آسان و از کین مگیرید یاد ۱۳
مهان جهان آفرین خواندند
ورا شهریار زمین خواندند ۱۴
گرانمایه لهراسپ آرام یافت
خرد مایه و کام پدرام یافت ۱۵
از آن پس فرستاد کسها به روم
به هند و به چین و به آباد بوم ۱۶
ز هر مرز هرکس که دانا بدند
به پیمانش اندر توانا بدند ۱۷
ز هر کشوری بر گرفتند راه
برفتند پویان به نزدیک شاه ۱۸
ز دانش چشیدند هر شور و تلخ
ببودند با کام چندی به بلخ ۱۹
یکی شارسانی برآورد شاه
پر از برزن و کوی و بازارگاه ۲۰
به هر برزنی جشنگاهی سده
همهگرد بر گردش آتشکده ۲۱
یکی آذری ساخت برزین به نام
که با فرخی بود و با برز و کام ۲۲
به شاهنشهی تاج بر سر نهاد ۱
جهان آفرین را ستایش گرفت
نیایش ورا در فزایش گرفت ۲
چنین گفت کز داور داد و پاک
پر امید باشید و با ترس و باک ۳
نگارندهٔ چرخ گردنده اوست
فرایندهٔ فره بنده اوست ۴
چو دریا و کوه و زمین آفرید
بلند آسمان از برش برکشید ۵
یکی تیز گردان و دیگر بجای
به جنبش ندادش نگارنده پای ۶
چو موی از بر گوی و ما در میان
به رنج تن و آز و سود و زیان ۷
تو شادان دل و مرگ چنگال تیز
نشسته چو شیر ژیان پرستیز ۸
ز آز و فزونی به یکسو شویم
به نادانی خویش خستو شویم ۹
ازین تاج شاهی و تخت بلند
نجوییم جز داد و آرام و پند ۱۰
مگر بهرهمان زین سرای سپنج
نیاید همی کین و نفرین و رنج ۱۱
من از پند کیخسرو افزون کنم
ز دل کینه و آز بیرون کنم ۱۲
بسازید و از داد باشید شاد
تن آسان و از کین مگیرید یاد ۱۳
مهان جهان آفرین خواندند
ورا شهریار زمین خواندند ۱۴
گرانمایه لهراسپ آرام یافت
خرد مایه و کام پدرام یافت ۱۵
از آن پس فرستاد کسها به روم
به هند و به چین و به آباد بوم ۱۶
ز هر مرز هرکس که دانا بدند
به پیمانش اندر توانا بدند ۱۷
ز هر کشوری بر گرفتند راه
برفتند پویان به نزدیک شاه ۱۸
ز دانش چشیدند هر شور و تلخ
ببودند با کام چندی به بلخ ۱۹
یکی شارسانی برآورد شاه
پر از برزن و کوی و بازارگاه ۲۰
به هر برزنی جشنگاهی سده
همهگرد بر گردش آتشکده ۲۱
یکی آذری ساخت برزین به نام
که با فرخی بود و با برز و کام ۲۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۲
۵۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:اندر ستایش سلطان محمود
گوهر بعدی:بخش ۲ - دو فرزند بودش به کردار ماه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.