هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و غمهای بیپایان خود میگوید و بیان میکند که اگر تمام عمرش پر از غم بود، جاویدان میماند. او از درد دلش مینالد و امیدش را از دست داده است. همچنین، او از تغییرات روزگار و سیاهبختی خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، موضوعات غم و اندوه و ناامیدی ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب باشد.
شمارهٔ ۷ - همی بلرزم بر خویشتن چو شاخک بید
کدام رنج که آن مر مرا نگشت نصیب
کدام غم که بدان مر مرا نبود نوید ۱
اگر غم دل من جمله عمر می بودی
به گیتی اندر بیشک بماندمی جاوید ۲
همی بپیچم از رنج دل چو شوشهٔ زر
همی بلرزم بر خویشتن چو شاخک بید ۳
امید نیست مرا کز کسی امید بود
امید منقطع و منفطع امید امید ۴
نگر چگونه بود حال من که در شب و روز
چرا غم از مهتاب است و آتش از خورشید ۵
سپید گشت به من روی روزگار و کنون
همی سیاه کند روزگارم اینت سپید! ۶
کدام غم که بدان مر مرا نبود نوید ۱
اگر غم دل من جمله عمر می بودی
به گیتی اندر بیشک بماندمی جاوید ۲
همی بپیچم از رنج دل چو شوشهٔ زر
همی بلرزم بر خویشتن چو شاخک بید ۳
امید نیست مرا کز کسی امید بود
امید منقطع و منفطع امید امید ۴
نگر چگونه بود حال من که در شب و روز
چرا غم از مهتاب است و آتش از خورشید ۵
سپید گشت به من روی روزگار و کنون
همی سیاه کند روزگارم اینت سپید! ۶
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۶
۵۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶ - چندین هزار بیت بدیع بلند ماند
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸ - که از رنج پیری تن آگه نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.