هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و رنج عشق شکایت میکند و بیان میکند که غم و اندوه ناشی از عشق به حدی رسیده که دیگر قابل تحمل نیست. او از این که امیدهایش به نتیجه نرسیده و بارها زیان دیده است، اظهار ناراحتی میکند و احساس میکند که درد و رنج او به اوج خود رسیده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲ - کارم ز غمت به جان رسیدست
کارم ز غمت به جان رسیدست
فریاد بر آسمان رسیدست ۱
نتوان گلهٔ تو کرد اگرچه
از دل به سر زبان رسیدست ۲
در عشق تو بر امید سودی
صد بار مرا زیان رسیدست ۳
هرجا که رسم برابر من
اندوه تو در میان رسیدست ۴
این آب ز فرق برگذشته است
وین کارد بر استخوان رسیدست ۵
فریاد بر آسمان رسیدست ۱
نتوان گلهٔ تو کرد اگرچه
از دل به سر زبان رسیدست ۲
در عشق تو بر امید سودی
صد بار مرا زیان رسیدست ۳
هرجا که رسم برابر من
اندوه تو در میان رسیدست ۴
این آب ز فرق برگذشته است
وین کارد بر استخوان رسیدست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱ - پایم از عشق تو در سنگ آمدست
گوهر بعدی:غزل ۲۳ - حسن را از وفا چه آزارست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.