هوش مصنوعی: متن به موضوع عشق و ناتوانی در کنترل آن می‌پردازد. شاعر از دل می‌خواهد که از عشق دوری کند، زیرا عشق بار سنگینی است که تحمل آن برای دل ممکن نیست. همچنین اشاره می‌شود که عشق و غم دیگران اختیار فرد نیست و دیده‌ها رازهای دل را فاش می‌کنند. در پایان، شاعر به زیبایی بهار اشاره می‌کند اما می‌گوید که این زیبایی به او تعلق ندارد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات عشق و غم نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۴۸ - مکن ای دل که عشق کار تو نیست

مکن ای دل که عشق کار تو نیست
بار خود را ببر که بار تو نیست ۱

مردی از عشق و در غم دگری
گرچه این هم به اختیار تو نیست ۲

دیده راز تو فاش کرد ازآنک
دیده در عشق رازدار تو نیست ۳

نوبهار آمد و جهان بشکفت
زان تورا چه چو نوبهار تو نیست ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۷ - در همه مملکت مرا جانیست
گوهر بعدی:غزل ۴۹ - بی‌مهر جمال تو دلی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.