هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجها و بیدادهایی که از معشوق دیده است سخن میگوید و از عشق نافرجام و دردهای عاطفی خود مینالد. او بیان میکند که تمام وجودش را فدای معشوق کرده است و آرزو میکند که معشوق شاد بماند، حتی اگر این شادی به قیمت غم او تمام شود.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۵۵ - از بس که کشیدم از تو بیداد
از بس که کشیدم از تو بیداد
از دست تو آمدم به فریاد ۱
فریاد از آن کنم که آمد
بر من ز تو ای نگار بیداد ۲
داد از دل پر طمع چه دارم
بر خیر چرا کنم سر از داد ۳
مردی چه طلب کنم ز آتش
نرمی چه طلب کنم ز پولاد ۴
شادی ز دل منست غمگین
در عشق تو ای بت پریزاد ۵
هرگز دل من مباد بیغم
گر تو به غم دل منی شاد ۶
من جان و جهان به باد دادم
ای جان جهان تو را بقا باد ۷
از دست تو آمدم به فریاد ۱
فریاد از آن کنم که آمد
بر من ز تو ای نگار بیداد ۲
داد از دل پر طمع چه دارم
بر خیر چرا کنم سر از داد ۳
مردی چه طلب کنم ز آتش
نرمی چه طلب کنم ز پولاد ۴
شادی ز دل منست غمگین
در عشق تو ای بت پریزاد ۵
هرگز دل من مباد بیغم
گر تو به غم دل منی شاد ۶
من جان و جهان به باد دادم
ای جان جهان تو را بقا باد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴ - سخت خوشی چشم بدت دورباد
گوهر بعدی:غزل ۵۶ - مرا با دلبری کاری بیفتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.