هوش مصنوعی:
شاعر از رنج و دوری از معشوق شکایت میکند و از فلک میپرسد که چرا بیجرم او را عذاب میدهد. او به یاد خاطراتی با معشوق و نوشیدن باده میافتد و احساس میکند که فلک بر خون او منشور دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
غزل ۶۷ - مرا تا کی فلک رنجور دارد
مرا تا کی فلک رنجور دارد
ز روی دلبرم مهجور دارد ۱
به یک باده که با معشوق خوردم
همه عمرم در آن مخمور دارد ۲
ندانم تا فلک را زین غرض چیست
که بیجرمی مرا رنجور دارد ۳
دو دست خود به خون دل گشادست
مگر بر خون من منشور دارد ۴
ز روی دلبرم مهجور دارد ۱
به یک باده که با معشوق خوردم
همه عمرم در آن مخمور دارد ۲
ندانم تا فلک را زین غرض چیست
که بیجرمی مرا رنجور دارد ۳
دو دست خود به خون دل گشادست
مگر بر خون من منشور دارد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۵۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶ - تا ماهرویم از من رخ در حجیب دارد
گوهر بعدی:غزل ۶۸ - با قد تو قد سرو خم دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.