هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و غم عشق سخن میگوید. شاعر از عشق خود به معشوق و تأثیرات عمیق این عشق بر زندگی خود میگوید. او از غم و اندوهی که عشق به همراه دارد و از دست دادن آرامش و عافیت در زندگی سخن میگوید. همچنین، شاعر به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر جهان اطراف اشاره میکند و از این که عشق او را به کام مرگ میکشاند، ابراز نگرانی میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۷۸ - عشقم این بار جهان بخواهد برد
عشقم این بار جهان بخواهد برد
برد نامم نشان بخواهد برد ۱
در غمت با گران رکابی صبر
دل ز دستم عنان بخواهد برد ۲
موج طوفان فتنهٔ تو نه دیر
عافیت از جهان بخواهد برد ۳
نرگس چشم و سرو قامت تو
زینت بوستان بخواهد برد ۴
رخ و دندان چو مه و پروینت
رونق آسمان بخواهد برد ۵
با همه دل بگفتهام که مرا
غم عشق تو جان بخواهد برد ۶
من خود اندر میانه میبینم
که زمان تا زمان بخواهد برد ۷
چه کنم گو ببر گر او نبرد
روزگار از میان بخواهد برد ۸
در بهار زمانه برگی نیست
که نه باد خزان بخواهد برد ۹
انوری گر حریف نرد این است
ندبت رایگان بخواهد برد ۱۰
برد نامم نشان بخواهد برد ۱
در غمت با گران رکابی صبر
دل ز دستم عنان بخواهد برد ۲
موج طوفان فتنهٔ تو نه دیر
عافیت از جهان بخواهد برد ۳
نرگس چشم و سرو قامت تو
زینت بوستان بخواهد برد ۴
رخ و دندان چو مه و پروینت
رونق آسمان بخواهد برد ۵
با همه دل بگفتهام که مرا
غم عشق تو جان بخواهد برد ۶
من خود اندر میانه میبینم
که زمان تا زمان بخواهد برد ۷
چه کنم گو ببر گر او نبرد
روزگار از میان بخواهد برد ۸
در بهار زمانه برگی نیست
که نه باد خزان بخواهد برد ۹
انوری گر حریف نرد این است
ندبت رایگان بخواهد برد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۷ - بتی دارم که یک ساعت مرا بیغم بنگذارد
گوهر بعدی:غزل ۷۹ - حلقهٔ زلف تو بر گوش همی جان ببرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.