هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و جدایی سخن میگوید. او از این میترسد که دلش به عشق دیگری روی آورد و از یار اصلی دور شود. شاعر با وجود آگاهی از این موضوع، همچنان به عشق خود وفادار است و از دوری یارش هراسان است. او از نادانی خود در رها کردن عشق یارش ابراز پشیمانی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۸ - مرا صوت نمیبندد که دل یاری دگر گیرد
مرا صوت نمیبندد که دل یاری دگر گیرد
مرا بیکار بگذارد سر کاری دگر گیرد ۱
دل خود را دهم پندی اگرچه پند نپذیرد
که بگذارد هوای او هواداری دگر گیرد ۲
ازو دوری نیارم جست ترسم زانکه ناگاهی
خورد زنهار با جانم وفاداری دگر گیرد ۳
اگر زان لعل شکربار بفروشد به جان مویی
رضای او بجوید جان خریداری دگر گیرد ۴
گل باغ وصالش را رها کردم به نادانی
به جای گل ز هجر او همی خاری دگر گیرد ۵
مرا بیکار بگذارد سر کاری دگر گیرد ۱
دل خود را دهم پندی اگرچه پند نپذیرد
که بگذارد هوای او هواداری دگر گیرد ۲
ازو دوری نیارم جست ترسم زانکه ناگاهی
خورد زنهار با جانم وفاداری دگر گیرد ۳
اگر زان لعل شکربار بفروشد به جان مویی
رضای او بجوید جان خریداری دگر گیرد ۴
گل باغ وصالش را رها کردم به نادانی
به جای گل ز هجر او همی خاری دگر گیرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷ - هر کرا با تو کار درگیرد
گوهر بعدی:غزل ۸۹ - نه دل کم عشق یار میگیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.