هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و بندگی سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که او را نرنجاند، زیرا رنجاندن او باعث تغییر احوال معشوق می‌شود. او همچنین هشدار می‌دهد که تلاش برای برانگیختن آتش در او بی‌فایده است، زیرا اشک‌هایش آن آتش را خاموش می‌کند. شاعر به معشوق یادآوری می‌کند که خداوند حال او را می‌داند و از معشوق می‌خواهد که او را به بندگی خود بپذیرد. در پایان، شاعر هشدار می‌دهد که نباید به زیبایی و کامرانی خود مطمئن بود، زیرا زمانه هر چه را که گردون بدهد، بازپس می‌گیرد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی شعری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۱۴ - مرا مرنجان کایزد ترا برنجاند

مرا مرنجان کایزد ترا برنجاند
ز من مگرد که احوال تو بگرداند ۱

در آن مکوش که آتش ز من برانگیزی
که آب دیدهٔ من آتش تو بنشاند ۲

اگر ندانی حال دلم روا باشد
خدای عز و جل حال من همی داند ۳

مرا به بندگی خود قبول کن زان پیش
که هرکه دیده مرا بندهٔ تو می‌خواند ۴

مباش ایمن بر حسن و کامرانی خویش
که هرچه گردون بدهد زمانه بستاند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۳ - هرچه مرا روی تو به روی رساند
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵ - حسن تو گر بر همین قرار بماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.