هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و وفاداری سخن می‌گوید. او از درد دل و رنج‌هایی که در راه عشق متحمل شده است، صحبت می‌کند و از بی‌وفایی و جفای معشوق شکایت دارد. شاعر همچنین به تأثیر عشق بر زندگی خود و واکنش‌های دیگران نسبت به این احساس اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۱۲۶ - معشوق دل ببرد و همی قصد دین کند

معشوق دل ببرد و همی قصد دین کند
با آشنا و دوست کسی این‌چنین کند ۱

چون در رکاب عهد و وفا می‌رود دلم
بیهوده است جور و جفا چند زین کند ۲

دل پوستین به گازر غم داد و طرفه آنک
روز و شبم هنوز همی پوستین کند ۳

گوید که دامن از تو و عهد تو درکشم
تا عشق من سزای تو در آستین کند ۴

از آسمان تا به زمین منت است اگر
با این و آن حدیث من اندر زمین کند ۵

چیزی دگر همی نشناسم درین جز آنک
باری گمان خلق به یک ره یقین کند ۶

بریخ نوشت نام وفا کانوری چرا
نامم ز بهر مرتبه نقش نگین کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۵ - گر وفا با جمال یار کند
گوهر بعدی:غزل ۱۲۷ - جان وصال تو تقاضا می‌کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.