هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ترک زهد و توبه و روی آوردن به عشق و مستی سخن میگوید. او از عادات گذشته خود فاصله گرفته و به زندگی جدیدی روی آورده است که در آن عشق و مستی جایگاه ویژهای دارد. شاعر همچنین از رهایی از قید و بندهای اجتماعی و دینی صحبت میکند و به زندگی آزاد و بیپروا تمایل نشان میدهد.
رده سنی:
18+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مستی و رهایی از قید و بندهای اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر مناسب نباشد.
غزل ۱۸۷ - آخر در زهد و توبه دربستم
آخر در زهد و توبه دربستم
وز بند قبول آن و این رستم ۱
بر پردهٔ چنگ پرده بدریدم
وز بادهٔ ناب توبه بشکستم ۲
با آن بت کمزن مقامر دل
در کنج قمارخانه بنشستم ۳
چون نوبت حسن پنج کرد آن بت
زنار چهارگانه بربستم ۴
از رخصت عشق رخنهای جستم
وز عادت مادر و پدر جستم ۵
چون پای بلا به جور بگشادم
بیباده مباد یک نفس دستم ۶
در بتکده گاه موئمن گبرم
در مصطبه گاه عاقل مستم ۷
دستم ز زبان خصم کوته شد
کامروز چنان که گویدم هستم ۸
وز بند قبول آن و این رستم ۱
بر پردهٔ چنگ پرده بدریدم
وز بادهٔ ناب توبه بشکستم ۲
با آن بت کمزن مقامر دل
در کنج قمارخانه بنشستم ۳
چون نوبت حسن پنج کرد آن بت
زنار چهارگانه بربستم ۴
از رخصت عشق رخنهای جستم
وز عادت مادر و پدر جستم ۵
چون پای بلا به جور بگشادم
بیباده مباد یک نفس دستم ۶
در بتکده گاه موئمن گبرم
در مصطبه گاه عاقل مستم ۷
دستم ز زبان خصم کوته شد
کامروز چنان که گویدم هستم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۶ - کس نداند کز غمت چون سوختم
گوهر بعدی:غزل ۱۸۸ - دل از خوبان دیگر برگرفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.