هوش مصنوعی: شاعر از رنج‌های عشق و هجران معشوق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که از زندگی و وجود خود خسته شده است. او از بی‌توجهی معشوق و غم‌های ناشی از این عشق نافرجام گلایه می‌کند و آرزوی شادی و رهایی از این دردها را دارد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، موضوعات مطرح‌شده مانند رنج عشق و هجران ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک یا مناسب نباشد.

غزل ۱۹۲ - ای مسلمانان ز جان سیر آمدم

ای مسلمانان ز جان سیر آمدم
بی‌نگارم از جهان سیر آمدم ۱

گر نبودی جان که دیدی هجر او
از وجود خود از آن سیر آمدم ۲

شادیی باید ز غم آخر مرا
از غم آن دلستان سیر آمدم ۳

از دلم هرگز نپرسد آن نگار
از مراعات زمان سیر آمدم ۴

گفتم از صفرا ز من سیر آمدی
گفت آن کافر که هان سیر آمدم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۱ - برآنم کز تو هرگز برنگردم
گوهر بعدی:غزل ۱۹۳ - در دست غم یار دلارام بماندم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.