هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق نافرجام و رنج‌های عاطفی خود سخن می‌گوید. او از اینکه در دام عشق گرفتار شده و نتوانسته به وصال معشوق برسد، ابراز تأسف می‌کند. همچنین از تنهایی و ماندن در گرداب ایام حوادث شکایت دارد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، موضوعات عشق نافرجام و رنج‌های عاطفی ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک یا مناسب نباشد.

غزل ۱۹۳ - در دست غم یار دلارام بماندم

در دست غم یار دلارام بماندم
هشیارترین مرغم و در دام بماندم ۱

بردم ندب عشق ز خوبان جهان من
از دست دل ساده سرانجام بماندم ۲

یک گام به کام دل خودکامه نهادم
سرگشته همه عمر در آن گام بماندم ۳

آتش زدم اندر دل تا جمله بسوزد
دلسوخته شد آخر و من خام بماندم ۴

بر بام طمع رفتم تا وصل ببینم
بشکست قضا پایم و بر بام بماندم ۵

یاران همه رفتند ز ایام حوادث
افسوس که من در گو ایام بماندم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۲ - ای مسلمانان ز جان سیر آمدم
گوهر بعدی:غزل ۱۹۴ - بدان عزمم که دیگر ره به میخانه کمر بندم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.