هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و رنجی که در زندگی خود تجربه میکند سخن میگوید. او از عمر و عیش خود ناراضی است و آرزوی لحظهای بیغم دارد. شاعر از دست غم خود رنج میبرد و حاصل جوانی خود را دامنی پر از آب و خون میداند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق و احساساتی مانند غم، رنج و نارضایتی از زندگی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۹۶ - زیر بار غمی گرفتارم
زیر بار غمی گرفتارم
کاندرو دم زدن نمیآرم ۱
عمر و عیشم به رنج میگذرد
من از این عمر و عیش بیزارم ۲
در تمنای یک دمی بیغم
همه شب تا به روز بیدارم ۳
تا غمت میکشد گریبانم
دامنت چون ز دست بگذارم ۴
حاصل دولت جوانی خویش
دامنی پر ز آب و خون دارم ۵
کاندرو دم زدن نمیآرم ۱
عمر و عیشم به رنج میگذرد
من از این عمر و عیش بیزارم ۲
در تمنای یک دمی بیغم
همه شب تا به روز بیدارم ۳
تا غمت میکشد گریبانم
دامنت چون ز دست بگذارم ۴
حاصل دولت جوانی خویش
دامنی پر ز آب و خون دارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۵ - دل باز به عاشقی درافکندم
گوهر بعدی:غزل ۱۹۷ - هرچند به جای تو وفا دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.