هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربه عاشقی و جدایی سخن میگوید. او بیان میکند که عشق او را از همه چیز بریده و به عهد و پیمانش پایبند نمانده است. با وجود درد هجران، از وصل یارش راضی است و امیدوار است که شب هجران به پایان برسد. شاعر همچنین اشاره میکند که نصیحت و پند دیگران در حالتی که او اسیر عشق است، سودی ندارد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد تا بتواند به درستی درک و تفسیر شود.
غزل ۱۹۵ - دل باز به عاشقی درافکندم
دل باز به عاشقی درافکندم
برداد به باد عهد و سوگندم ۱
پیوست به عشق تا دگرباره
ببرید ز خاص و عام پیوندم ۲
برکند به دست عشوه از بیخم
تا بیخ صلاح و توبه برکندم ۳
پندم بدهد همی شود در سر
این بار که نیک نیک دربندم ۴
چون بستهٔ بند عاشقی باشم
کی سود کند نصیحت و پندم ۵
از مرهم وصل فارغم زیرا
کز یار به درد هجر خرسندم ۶
آخر شب هجر بگذرد بر من
گر بگذارند روزکی چندم ۷
برداد به باد عهد و سوگندم ۱
پیوست به عشق تا دگرباره
ببرید ز خاص و عام پیوندم ۲
برکند به دست عشوه از بیخم
تا بیخ صلاح و توبه برکندم ۳
پندم بدهد همی شود در سر
این بار که نیک نیک دربندم ۴
چون بستهٔ بند عاشقی باشم
کی سود کند نصیحت و پندم ۵
از مرهم وصل فارغم زیرا
کز یار به درد هجر خرسندم ۶
آخر شب هجر بگذرد بر من
گر بگذارند روزکی چندم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۴ - بدان عزمم که دیگر ره به میخانه کمر بندم
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶ - زیر بار غمی گرفتارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.