هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم عشق خود سخن میگوید و بیان میکند که هرچند سعی در پنهان کردن آن دارد، اما این غم در چهرهاش آشکار است. او از ناتوانی در بیان احساسات خود و سردی رابطه با معشوق شکایت میکند و از این که معشوق به غم او توجهی ندارد، اظهار ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم پیچیدهتر عاطفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۰۲ - هرچند غم عشقت پوشیده همی دارم
هرچند غم عشقت پوشیده همی دارم
هرکس که مرا بیند داند که غمی دارم ۱
گفتم که فرو گویم با تو طرفی زین غم
زاندیشهٔ غم خون شد هم زهره نمیدارم ۲
با آنکه به هر فرصت صد نکته دراندازم
هم در تو نمیگیرد چه سرد دمی دارم ۳
گویی که چو زر آری کار تو چو زر گردد
حقا که اگر جز جان وجه درمیدارم ۴
از انوری و حالش دانم که نهای بیغم
وز بلعجبی گویی کین غم چه کمی دارم ۵
هرکس که مرا بیند داند که غمی دارم ۱
گفتم که فرو گویم با تو طرفی زین غم
زاندیشهٔ غم خون شد هم زهره نمیدارم ۲
با آنکه به هر فرصت صد نکته دراندازم
هم در تو نمیگیرد چه سرد دمی دارم ۳
گویی که چو زر آری کار تو چو زر گردد
حقا که اگر جز جان وجه درمیدارم ۴
از انوری و حالش دانم که نهای بیغم
وز بلعجبی گویی کین غم چه کمی دارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۱ - عشقت اندر میان جان دارم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۳ - جز سر پیوند آن نگار ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.