هوش مصنوعی:
شاعر از معشوق خود میخواهد که به او وفا کند، نیازش را برآورده سازد و حتی اگر میخواهد به او جفا کند. او از معشوق میخواهد که رنج و دردش را تسکین دهد و در نهایت از او میخواهد که راه بیرحمی را رها کند، زیرا در عشق به او گرفتار شده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی مانند عشق، رنج، جفا و وفاداری است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا برای آنها مناسب نباشد.
غزل ۲۴۳ - به عمری آخرم روزی وفا کن
به عمری آخرم روزی وفا کن
به بوسی حاجتم روزی روا کن ۱
جفا کن با من آری تا توانی
تو همچون روزگار آری جفا کن ۲
به رنجم از تو رنجم را شفا باش
به دردم از تو دردم را دوا کن ۳
چو در عشق تو سخت افتاد کارم
تونیز این راه بیرحمی رها کن ۴
به بوسی حاجتم روزی روا کن ۱
جفا کن با من آری تا توانی
تو همچون روزگار آری جفا کن ۲
به رنجم از تو رنجم را شفا باش
به دردم از تو دردم را دوا کن ۳
چو در عشق تو سخت افتاد کارم
تونیز این راه بیرحمی رها کن ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۲ - آتش ای دلبر مرا بر جان مزن
گوهر بعدی:غزل ۲۴۴ - ای بت یغما دلم یغما مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.