هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دل‌بستگی خود به معشوق سخن می‌گوید و از رازهای دل و نیاز خود به او پرده برمی‌دارد. او از وفاداری و عهد معشوق می‌پرسد و از درد و رنجی که تحمل می‌کند، سخن می‌گوید. همچنین، شاعر به زیبایی و جمال معشوق اشاره کرده و از طعنه‌ها و دشنام‌هایی که از او می‌شنود، شکایت می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۲۸۳ - بدخوی‌تری مگر خبر داری

بدخوی‌تری مگر خبر داری
کامروز طراوتی دگر داری ۱

یا می‌دانی که با دل و چشمم
پیوند و جمال بیشتر داری ۲

روزی که به دست ناز برخیزی
دانم ز نیاز من خبر داری ۳

در پردهٔ دل چو هم تویی آخر
از راز دلم چه پرده برداری ۴

گویی که از این پست وفادارم
گویم به وفا و عهد اگر داری ۵

بر پای جهی که قصه کوته کن
امشب سرما و دردسر داری ۶

ای آیت حسن جمله در شانت
زین سورت عشوه صد ز بر داری ۷

دشنام دهی که انوری یارب
چون طبع لطیف و شعر تر داری ۸

چتوان گفتن نه اولین داغست
کز طعنه مرا تو در جگر داری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۲ - دلم بردی نگارا وارمیدی
گوهر بعدی:غزل ۲۸۴ - روی چون ماه آسمان داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.