هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و دل‌بستگی خود به معشوق سخن می‌گوید و از رنج‌هایی که در این راه متحمل شده است. او از معشوق می‌خواهد که با لطف و مهربانی خود، گره‌های زندگی‌اش را بگشاید و به او آرامش بخشد. شاعر اعلام می‌کند که حاضر است جان خود را نیز فدای معشوق کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.

غزل ۳۱۷ - ای همه دلبری و زیبایی

ای همه دلبری و زیبایی
بر دلم هیچ می‌نبخشایی ۱

دل مسکین فدای رنج تو باد
شاید اندی که تو برآسایی ۲

ای سرم را ز دیده لایق‌تر
خونم از دیده چند پالایی ۳

کارم از دست چرخ پرگرهست
چرخ را دستبرد ننمایی ۴

گر بخواهی به حکم یک فرمان
گره هفت چرخ بگشایی ۵

دل به تو دادم و دهم جان نیز
انوری را دگر چه فرمایی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۶ - این همه چابکی و زیبایی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۸ - خه مرحبا و اهلا آخر تو خود کجایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.