هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مشکلات و ناملایمات زندگی سخن میگوید. شاعر از بیعدالتیهای جهان، ناامیدی، و تلاشهای بیثمر در زندگی شکایت میکند. او از ناامیدی در رسیدن به آرزوها، بیاعتمادی به دنیا، و تلاشهای بیثمر برای بهبود شرایط زندگی میگوید. شاعر همچنین از بیعدالتیهای اجتماعی و نابرابریها در جامعه انتقاد میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات ناامیدی و یأس ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد و نیاز به بلوغ فکری برای درک و تحلیل این مفاهیم دارد.
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - در شکایت فلک و مدح صدر سعدالدین
تیر ستم فلک خدنگست
شهد شره جهان شرنگست ۱
گردون نخورد غمت که شوخست
گیتی نخرد دمت که شنگست ۲
بر کشتی عمر تکیه کم کن
کاین نیل نشیمن نهنگست ۳
در کوی هنر مباش کان کوی
اقطاع قدیم شالهنگست ۴
منصب مطلب که هرکجا هست
هر خرواری همین دو تنگست ۵
با جهل پناه کاندرین باغ
بر بید همیشه بادرنگست ۶
بر گردن اختیار احرار
اکنون نه ردیست پالهنگست ۷
در پنجهٔ موش خانهٔ من
زینست که ناخن پلنگست ۸
تا چهرهٔ آرزو نبینم
بر آینهٔ امید زنگست ۹
بویی نبرم همی ز شادی
باز این چه گلیم و آن چه رنگست ۱۰
زیر قدمم همیشه گویی
کز زلزله خاک بیدرنگست ۱۱
با من که زمین به آشتی نیست
زینست که آسمان به جنگست ۱۲
من روبه و پوستین به گازر
وین گرسنه شرزه تیز چنگست ۱۳
تا تیره شده است آبم از سر
اشکم به خلاف آن چو زنگست ۱۴
پنهانگریم ز مردم چشم
زیرا که جهان نام و ننگست ۱۵
گویند ز سنگ و هنگ دوری
دانی که نه جای سنگ و هنگست ۱۶
در حنجرم از خروش مستور
صد نغمهٔ زیر نای و چنگست ۱۷
ای صدر جهان مپرس کز چرخ
در موزهٔ بخت من چه سنگست ۱۸
با دست شکسته پای جهدم
در جستن ناگزیر لنگست ۱۹
دریاب مرا و زود دریاب
کین دست شکسته نیک تنگست ۲۰
در زین مراد باد رخشت
تا رخش سپهر بسته تنگست ۲۱
شهد شره جهان شرنگست ۱
گردون نخورد غمت که شوخست
گیتی نخرد دمت که شنگست ۲
بر کشتی عمر تکیه کم کن
کاین نیل نشیمن نهنگست ۳
در کوی هنر مباش کان کوی
اقطاع قدیم شالهنگست ۴
منصب مطلب که هرکجا هست
هر خرواری همین دو تنگست ۵
با جهل پناه کاندرین باغ
بر بید همیشه بادرنگست ۶
بر گردن اختیار احرار
اکنون نه ردیست پالهنگست ۷
در پنجهٔ موش خانهٔ من
زینست که ناخن پلنگست ۸
تا چهرهٔ آرزو نبینم
بر آینهٔ امید زنگست ۹
بویی نبرم همی ز شادی
باز این چه گلیم و آن چه رنگست ۱۰
زیر قدمم همیشه گویی
کز زلزله خاک بیدرنگست ۱۱
با من که زمین به آشتی نیست
زینست که آسمان به جنگست ۱۲
من روبه و پوستین به گازر
وین گرسنه شرزه تیز چنگست ۱۳
تا تیره شده است آبم از سر
اشکم به خلاف آن چو زنگست ۱۴
پنهانگریم ز مردم چشم
زیرا که جهان نام و ننگست ۱۵
گویند ز سنگ و هنگ دوری
دانی که نه جای سنگ و هنگست ۱۶
در حنجرم از خروش مستور
صد نغمهٔ زیر نای و چنگست ۱۷
ای صدر جهان مپرس کز چرخ
در موزهٔ بخت من چه سنگست ۱۸
با دست شکسته پای جهدم
در جستن ناگزیر لنگست ۱۹
دریاب مرا و زود دریاب
کین دست شکسته نیک تنگست ۲۰
در زین مراد باد رخشت
تا رخش سپهر بسته تنگست ۲۱
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۱
۶۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در مدح خاقان اعدل ابوالمظفر عمادالدین پیروز شاه
گوهر بعدی:قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در مدح کمالالدین محمود خال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.