هوش مصنوعی: شاعر در این شعر عاشقانه، از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن می‌گوید. او از روزی که بتواند معشوق را ببیند و به وصال او برسد، سخن می‌گوید و از غم و اندوه دوری از او می‌نالد. شاعر همچنین از عشق خود به عنوان یک تجربه‌ی آموزنده برای دیگران یاد می‌کند و از قدرت عشق در تغییر زندگی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

غزل ۱۵ - باز کی بینم رخ آن ماه مهر افروز را؟

باز کی بینم رخ آن ماه مهر افروز را؟
گل رخ سیمین بر دل دزد عاشق سوز را؟ ۱

دولت پیروز اگر بنشاندش بار دگر
در بر من، شکر گویم دولت پیروز را ۲

گر رسیدم از لبش روزی به کام دل، رواست
زانکه شبها از خدا می‌خواستم این روز را ۳

همچو فرهاد از غمش روزی به صحراها روم
تا ببینند این جوانان عشق پیرآموز را ۴

روز وصل از غمزهٔ او جان سر گردان من
چون تحمل کرد چندان ناوک دلدوز را؟ ۵

با وصال او دلم را نیست پروای بهشت
در چنان عیدی کسی یاد آورد نوروز را؟ ۶

دوش می‌آمد سوار از دور و من نزدیک بود
کز سرشادی ببوسم پای اسب بوز را ۷

مدعی را دل ببرد از چشم مست شیرگیر
هر که باشد شیرگیر آسان بگیرد یوز را ۸

اوحدی، گر قبلهٔ اقبال خواهی سجده کن
آفتاب روی آن شمع جهان‌افروز را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴ - دلبرا، در دل سخت تو وفا نیست چرا؟
گوهر بعدی:غزل ۱۶ - مطرب، چو بر سماع تو کردیم گوش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.