هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وابستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی اگر این عشق باعث رنج او شود، نمیتواند از معشوق جدا شود. او از بیوفایی معشوق شکایت دارد و میگوید که اگر از خوی و رفتار معشوق آگاه بود، از بیوفایی او تعجب نمیکرد. شاعر همچنین از تلاش معشوق برای دوری و بیاعتنایی شکایت میکند و میگوید که این رفتارها باعث شده است که او نتواند از معشوق دور شود و حتی به پارسایی و رهایی از این عشق فکر کند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند رنج عشق و بیوفایی نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۴۲ - مرادم ار چه نخواهد روا شدن ز شما
مرادم ار چه نخواهد روا شدن ز شما
به فال نیک ندارم جدا شدن ز شما ۱
مگر اجل برهاند مرا ز عشق، ارنه
به زندگی نتوانم رها شدن ز شما ۲
اگر ز خوی شما داشتی خبر دل من
عجب نداشتمی بیوفا شدن ز شما ۳
ازین صفت که بییگانگی همی کوشید
کرا بود طمع آشنا شدن ز شما؟ ۴
دلم بدین صفت ار پایمال غصه شود
گریختن زمن و در قفا شدن ز شما ۵
غم شما گر ازین سان کشد گریبانم
چه پیرهن که بخواهد قبا شدن ز شما ۶
به اوحدی طمع پارسا شدن میکنید
که بعد ازین نتوان پارسا شدن ز شما ۷
به فال نیک ندارم جدا شدن ز شما ۱
مگر اجل برهاند مرا ز عشق، ارنه
به زندگی نتوانم رها شدن ز شما ۲
اگر ز خوی شما داشتی خبر دل من
عجب نداشتمی بیوفا شدن ز شما ۳
ازین صفت که بییگانگی همی کوشید
کرا بود طمع آشنا شدن ز شما؟ ۴
دلم بدین صفت ار پایمال غصه شود
گریختن زمن و در قفا شدن ز شما ۵
غم شما گر ازین سان کشد گریبانم
چه پیرهن که بخواهد قبا شدن ز شما ۶
به اوحدی طمع پارسا شدن میکنید
که بعد ازین نتوان پارسا شدن ز شما ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱ - ای پرتو روحالقدس تابان ز رخسار شما
گوهر بعدی:غزل ۴۳ - پرده بر انداخت ز رخ یار نهان گشتهٔ ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.