هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از جفای معشوق و تأثیرات عمیق عشق بر دل خود شکایت میکند، اما در عین حال، عشق را به جان میخرد و از زیبایی و لطف معشوق سخن میگوید. شاعر از ناتوانی در وصف زیبایی معشوق و تأثیرات آن بر جهان اطراف نیز صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۹۰ - به دشمنان نتوان رفت و این شکایت کرد
به دشمنان نتوان رفت و این شکایت کرد
که: دوست بر دل ما جور تا چه غایت کرد؟ ۱
لبش، که بر دل ما راه زد، جنایت نیست
دلم که آه زد از دست او جنایت کرد ۲
بیا، که درد ترا من به جان خریدارم
اگر به سینه رسید، ار به جان سرایت کرد ۳
لبت که آیت لطفست، قهر بر دل من
روا بود، چو به حکم حدیث و آیت کرد ۴
کمینه پرتوی از صورت تو بتواند
هزار زهره و خورشید را حمایت کرد ۵
کسی ندید رخت را، که وصف داند گفت
قمر نشان تو از دیگری روایت کرد ۶
مگر ز بام رخت را مجاوران فلک
به آفتاب نمودند و او حکایت کرد ۷
اگر به شحنه بگویند، شهر بگذارد
ستم، که نرگس مست تو در ولایت کرد ۸
به عشق سرزنش و منع دل کفایت نیست
از آن که در همه عمر خود این کفایت کرد ۹
نشان روی تو از هر که باز پرسیدم
میان عالمیانم نشان و رایت کرد ۱۰
بریخت خون من از چشم و مردم از چپ و راست
درین حدیث که: با اوحدی عنایت کرد ۱۱
که: دوست بر دل ما جور تا چه غایت کرد؟ ۱
لبش، که بر دل ما راه زد، جنایت نیست
دلم که آه زد از دست او جنایت کرد ۲
بیا، که درد ترا من به جان خریدارم
اگر به سینه رسید، ار به جان سرایت کرد ۳
لبت که آیت لطفست، قهر بر دل من
روا بود، چو به حکم حدیث و آیت کرد ۴
کمینه پرتوی از صورت تو بتواند
هزار زهره و خورشید را حمایت کرد ۵
کسی ندید رخت را، که وصف داند گفت
قمر نشان تو از دیگری روایت کرد ۶
مگر ز بام رخت را مجاوران فلک
به آفتاب نمودند و او حکایت کرد ۷
اگر به شحنه بگویند، شهر بگذارد
ستم، که نرگس مست تو در ولایت کرد ۸
به عشق سرزنش و منع دل کفایت نیست
از آن که در همه عمر خود این کفایت کرد ۹
نشان روی تو از هر که باز پرسیدم
میان عالمیانم نشان و رایت کرد ۱۰
بریخت خون من از چشم و مردم از چپ و راست
درین حدیث که: با اوحدی عنایت کرد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۹ - خاک آن بادیم کو بر آستانت بگذرد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱ - ترکم به خنده چون دهن تنگ باز کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.