هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و هجران سخن میگوید. او از دلبری که همه را مجذوب خود کرده و از درد هجران و عشق سوختهای که درونش را آتش زده، صحبت میکند. شاعر از حال و هوای عاشقانه و رنجهای ناشی از جدایی میگوید و از تاثیرات عمیق عشق بر روح و روان انسان سخن میراند.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۸۵ - دلبران جمله غلام لب چون نوش تواند
دلبران جمله غلام لب چون نوش تواند
بندهٔ حلقهٔ زلفین و بنا گوش تواند ۱
وانکه بردند به گردون ز کله داری سر
هم کمر بستهٔ آن قد قباپوش تواند ۲
بر سر ناله و فریاد جهانی زن و مرد
سال و ماه از غم لعل لب خاموش تواند ۳
باده نوشان لبت جمله خرابند امروز
تا چه در ساغرشان بود؟ که بیهوش تواند ۴
پردلانی، که ز سر پنجه سخن میگفتند
همه بیتوش و تن از هجر تن و توش تواند ۵
بس درون سوخته کندر شب هجران چون دیگ
بر سر آتش سودای جگر جوش تواند ۶
اوحدی دوش به کف جان و دلی داشت، کنون
هر دو در بند سر گیسوی بر دوش تواند ۷
بندهٔ حلقهٔ زلفین و بنا گوش تواند ۱
وانکه بردند به گردون ز کله داری سر
هم کمر بستهٔ آن قد قباپوش تواند ۲
بر سر ناله و فریاد جهانی زن و مرد
سال و ماه از غم لعل لب خاموش تواند ۳
باده نوشان لبت جمله خرابند امروز
تا چه در ساغرشان بود؟ که بیهوش تواند ۴
پردلانی، که ز سر پنجه سخن میگفتند
همه بیتوش و تن از هجر تن و توش تواند ۵
بس درون سوخته کندر شب هجران چون دیگ
بر سر آتش سودای جگر جوش تواند ۶
اوحدی دوش به کف جان و دلی داشت، کنون
هر دو در بند سر گیسوی بر دوش تواند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۴ - خانه خالی شد و در کوی دل اغیار نماند
گوهر بعدی:غزل ۲۸۶ - نقش لب تو از شکر و پسته بستهاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.