هوش مصنوعی: این متن شعری است که بیانگر احساسات شاعر پس از رهایی از درد و رنج‌های عاطفی است. شاعر از رفتن غم‌ها و دشمنان و باقی ماندن تنها عشق به یار سخن می‌گوید. او از پایان دردها و رنج‌ها و رسیدن به آرامش و شادی خبر می‌دهد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با احساسات و تجربیات بیان شده در شعر ارتباط برقرار کنند.

غزل ۲۸۴ - خانه خالی شد و در کوی دل اغیار نماند

خانه خالی شد و در کوی دل اغیار نماند
همه غم رفت و ه بغیر از غم آن یار نماند ۱

گر چه در پای دلم خار جفا بود، دگر
گل به دست آمد و در پای دلم خار نماند ۲

آن گروهی که به آزار دلم کوشیدند
چون برفتند دگر هیچ دلازار نماند ۳

دشمن از غصهٔ من علت بیماری داشت
دوستان مژده، که آن ناخوش بیمار نماند ۴

چشم من بر سر خاک درش از شوق امشب
سیل خونین صفتی ریخت، که دیوار نماند ۵

ناله میکردم و گفت: اوحدی، این روزی دو
قصه بسیار نگوییم، که بسیار نماند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۳ - چون عشق در آید، قدم سر بنماند
گوهر بعدی:غزل ۲۸۵ - دلبران جمله غلام لب چون نوش تواند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.