هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دوری از معشوق سخن میگوید. او آرزو میکند که بتواند به وصال معشوق برسد و از دوری او رنج میبرد. شاعر همچنین از زیبایی و ارزش معشوق سخن میگوید و معتقد است که چنین زیبایی و نور بصیرت نباید در دست افراد نابینا به معنای واقعی قرار گیرد. در نهایت، شاعر امیدوار است که بتواند دوباره معشوق را به دست آورد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم فلسفی مانند نور بصیرت و ارزش زیبایی، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۲۹۴ - کی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟
کی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟
این قدر بس که ز دورم نگران بگذارند ۱
هیچ شک نیست که ما هم به نصیبی برسیم
از وصال تو، گرین جمله بران بگذارند ۲
در جهان کار رخ و قد تو بالا گیرد
اگر این کار به صاحب نظران بگذارند ۳
صورتی را که ازو نور بصیرت خیزد
حیف باشد که بدین بیبصران بگذارند ۴
ما به پند پدران از پی خوبان روزی
بنشینیم گرین خوش پسران بگذارند ۵
ای که از دام من شیفته بگریختهای
دگرت صید کنم گرد گران بگذارند ۶
اوحدی، گر چه ترا هم خبری چندان نیست
با تو سهلست گرین بیخبران بگذارند ۷
این قدر بس که ز دورم نگران بگذارند ۱
هیچ شک نیست که ما هم به نصیبی برسیم
از وصال تو، گرین جمله بران بگذارند ۲
در جهان کار رخ و قد تو بالا گیرد
اگر این کار به صاحب نظران بگذارند ۳
صورتی را که ازو نور بصیرت خیزد
حیف باشد که بدین بیبصران بگذارند ۴
ما به پند پدران از پی خوبان روزی
بنشینیم گرین خوش پسران بگذارند ۵
ای که از دام من شیفته بگریختهای
دگرت صید کنم گرد گران بگذارند ۶
اوحدی، گر چه ترا هم خبری چندان نیست
با تو سهلست گرین بیخبران بگذارند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۳ - تو آفتابی و خلقت چو سایه بر اثرند
گوهر بعدی:غزل ۲۹۵ - آن نه من باشم که چون میرم به تابوتم برند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.