هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، عشق و ستایش معشوق را توصیف میکند. شاعر معشوق را مانند خورشید میداند که دیگران سایهای از او هستند. او از غم و فتنههای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عاشقان برای دیدن سایهی معشوق، حاضر به هر فداکاری هستند. شاعر همچنین از ناتوانی در درمان درد عشق و نیاز به فداکاری برای رسیدن به معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۹۳ - تو آفتابی و خلقت چو سایه بر اثرند
تو آفتابی و خلقت چو سایه بر اثرند
کز آستان تو چون سایه در نمیگذرند ۱
چو تیر غمزه زنی بر برابرند آماج
چو تیغ فتنه کشی در مقابلش سپرند ۲
غم تو قوت دل خویش ساختند چنان
که گردمی نبود خون خویشتن بخورند ۳
هزار قافله سر گشته شد ز هر جانب
بدان امید که راهی به جانب تو برند ۴
به بوی آنکه ببینند سایهٔ تو ز دور
چو سایه کوی به کوی و چو باد در بدرند ۵
چو دامن تو نیاید به دست درمان چیست
به غیر از آنکه گریبان خویشتن بدرند ۶
اگر تو قصد دل اوحدی کنی دل چیست؟
سزد که جان بفروشند و چون تویی بخرند ۷
کز آستان تو چون سایه در نمیگذرند ۱
چو تیر غمزه زنی بر برابرند آماج
چو تیغ فتنه کشی در مقابلش سپرند ۲
غم تو قوت دل خویش ساختند چنان
که گردمی نبود خون خویشتن بخورند ۳
هزار قافله سر گشته شد ز هر جانب
بدان امید که راهی به جانب تو برند ۴
به بوی آنکه ببینند سایهٔ تو ز دور
چو سایه کوی به کوی و چو باد در بدرند ۵
چو دامن تو نیاید به دست درمان چیست
به غیر از آنکه گریبان خویشتن بدرند ۶
اگر تو قصد دل اوحدی کنی دل چیست؟
سزد که جان بفروشند و چون تویی بخرند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۲ - دوشم از کوی مغان دست به دست آوردند
گوهر بعدی:غزل ۲۹۴ - کی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.