هوش مصنوعی: این شعر از عشق و فراق سخن می‌گوید. شاعر از درد هجران و رنج‌های عشق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که معشوق دل و جان او را برده و او را در فراق خود آزرده کرده است. شاعر از جفاهای معشوق و تأثیرات آن بر خود می‌گوید و از اشک‌هایش که بر اثر درد فراق جاری شده‌اند، یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، بیان احساسات پیچیده و دردهای عاطفی نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

غزل ۳۱۰ - دلدار دل ببرد و زما پرده می‌کند

دلدار دل ببرد و زما پرده می‌کند
ما را ز هجر خویشتن آزرده می‌کند ۱

دل برد و جان اگر ببرد نیز ظلم نیست
شاهست و حکم بر خدم و برده می‌کند ۲

ما را ز هجر خویش بده گونه مرده کرد
اکنون عتاب و عربده ده مرده می‌کند ۳

یکتایی دلم ز جفا هر دمی دو تا
آن طرهٔ دراز دو تا کرده می‌کند ۴

طفلان دیدگان مرا دایهٔ غمش
از خون دل برای چه پرورده می‌کند؟ ۵

چشمش ز پیش زلف سیه دل نمی‌رود
وین نازنیست خود که پس پرده می‌کند ۶

گلگون اشک دیده ز درد فراق او
بر روی اوحدی گذر آزرده می‌کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۹ - صبری کنیم تا ستم او چه می‌کند؟
گوهر بعدی:غزل ۳۱۱ - نی بین که چون به درد فغانی همی کند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.