هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از قدرت و استقلال خود سخن می‌گوید. او خود را حاکم شهر می‌داند و از توانایی‌های خود در مواجهه با دشمنان و مشکلات صحبت می‌کند. همچنین، شاعر به عشق و پیوند خود با یار اشاره می‌کند و از توبه‌شکنی و تسلیم‌ناپذیری خود می‌گوید. در نهایت، او تأکید می‌کند که خود را یافته و از دیگران مستقل است.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند توبه‌شکنی و استقلال شخصی نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارند.

غزل ۴۷۹ - گر یار بلند آمد، من پستم و من پستم

گر یار بلند آمد، من پستم و من پستم
ور کار ببند آمد، من جستم و من جستم ۱

من حاکم این شهرم، هم نوشم و هم زهرم
گر خصم بود پنجه، من شستم و من شستم ۲

ای هر سخنت کامی، در ده ز لبت جامی
کان توبه که دیدی تو، بشکستم و بشکستم ۳

هر چند به حالم من، از دست که نالم من؟
زیرا که دل خود را، من خستم و من خستم ۴

ای مطرب درویشان، کم کن سخن خویشان
گو نیست شوند ایشان، من هستم و من هستم ۵

هر کس به گمان خود، گوید سخنان خود
من یافتم آن خود، وارستم و وارستم ۶

ای اوحدی، ار باری، دادی خبر یاری
در یار که می‌گفتم، پیوستم و پیوستم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۷۸ - صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم
گوهر بعدی:غزل ۴۸۰ - من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.