هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او از درد و رنج عشق و وفاداری به معشوق صحبت میکند و بیان میکند که حتی با وجود تمام سختیها، حاضر است برای وصال معشوق فداکاری کند. شاعر از ناامیدی و اندوه در عشق نیز سخن میگوید و به صبر و استقامت در این راه اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۴۸۰ - من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم
من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم
که رویت میکند هشیار و بویت میکند مستم ۱
صدم دشمن به شمشیر ملامت خون همی ریزد
کدامین را توانم زد؟ که نه تیرست و نه شستم ۲
سر خود را فدا کردم گل یک وصل ناچیده
نمیدانم چه خارست این که من در پای خود جستم؟ ۳
غم و اندوه در عشقش فراوانم به دست آید
همین صبرست و تن داری، که کمتر میدهد دستم ۴
خبر دارم: نیاید گفت از آیین وفاداری
اگر با یاد روی او خبر دارم که من هستم ۵
به عهد دست سیمینش تو خاموشی مجوی از من
کزین دستم که میبینی به صد فریاد از آن دستم ۶
بسان اوحدی روزی در آویزم به زلف او
گرش بوسیدم آسودم، ورم کشتند خود رستم ۷
که رویت میکند هشیار و بویت میکند مستم ۱
صدم دشمن به شمشیر ملامت خون همی ریزد
کدامین را توانم زد؟ که نه تیرست و نه شستم ۲
سر خود را فدا کردم گل یک وصل ناچیده
نمیدانم چه خارست این که من در پای خود جستم؟ ۳
غم و اندوه در عشقش فراوانم به دست آید
همین صبرست و تن داری، که کمتر میدهد دستم ۴
خبر دارم: نیاید گفت از آیین وفاداری
اگر با یاد روی او خبر دارم که من هستم ۵
به عهد دست سیمینش تو خاموشی مجوی از من
کزین دستم که میبینی به صد فریاد از آن دستم ۶
بسان اوحدی روزی در آویزم به زلف او
گرش بوسیدم آسودم، ورم کشتند خود رستم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۹ - گر یار بلند آمد، من پستم و من پستم
گوهر بعدی:غزل ۴۸۱ - دلبرا، قیمت وصل تو کنون دانستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.